سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
523
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
طالِقٌ " و او را مخاطب قرار دهد و چنانچه مرد نتواند طلاق را به صيغهء عربى بياورد و نتواند وكيل بگيرد ، به هر لفظى كه مرادف صيغهء عربى آن است از هر لغتى باشد مىتواند طلاق دهد ) . مكارم : يعنى : همسر موكَّل من رها است . زنجانى : مسأله طلاق بايد به صيغهء صحيح و باكلمه طالق و بنا بر مشهور به صيغه عربى خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و در صورتى كه زن معيّن نباشد به گونهاى او را معين كند ، بنا بر اين اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه است ، مىگويد : " زوْجَتىِ فاطِمَةُ طالِقٌ " و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل مىگويد : " زَوْجَةُ مُوَكِّلى فاطِمَةُ طالِقٌ " . مسائل اختصاصى بهجت : مسأله 2002 كسى كه قدرت خواندن صيغهء طلاق ندارد ، مثل گنگ و لال ، همين كه اشاره او يقيناً به طلاق باشد كافى است ، و همچنين است نوشتهاى كه مقصود از آن انشاءِ طلاق باشد . بهجت : مسأله 2003 طلاق دادن مكروه است ، و طلاق دادن زنى كه در حال بيمارى است ، كراهتش شديدتر است . مسأله 2509 زنى كه صيغه شده ، مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند ، طلاق ندارد و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود ، يا مرد مدّت را به او ببخشد ، به اين ترتيب كه بگويد : مدّت را به تو بخشيدم ( 1 ) و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست . ) * ( 1 ) زنجانى : يا مرد مدّت او را به او ببخشد ، يا عقد او به واسطهء شير خوردن و مانند آن منفسخ شود . . مكارم : مسأله ازدواج موقّت طلاق ندارد ، هر زمان مدّتش تمام شود يا مرد مدّت را به او ببخشد از قيد همسرى او رها مىشود و پاك بودن از عادت ماهانه و همچنين شاهد گرفتن لازم نيست . سيستانى : مسأله ازدواج موقّت طلاق ندارد ، و رها شدن زن به اين است كه مدتش تمام شود يا مرد مدّت را به او ببخشد ، مثلًا بگويد : مدّت را به تو بخشيدم ، و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست . بهجت : مسأله متعه يعنى عقد غير دائم ، طلاق ندارد بنا بر اين شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست و جدايى آن بدين صورت است كه مدّت عقد تمام شود يا مرد بگويد باقى مدّت عقد را بخشيدم . عِدّهء طلاق مسأله 2510 زنى كه نُه سالش تمام نشده و زن يائسه " 1 " عدّه ندارد ، يعنى اگر چه شوهرش با او نزديكى كرده باشد ، بعد از طلاق مىتواند فوراً شوهر كند . ) *
--> " 1 " معناى يائسه در مسأله 435 گفته شد .